تاریخ بهبود ایمنی جاده ای در امریکا (صنعت خوردرو در حال تحول) قسمت دوم

در اواخر دهه 1920، خودروسازان دریافتند که طراحی مکانیک و بدنه در ایجاد تصادفات و مرگ و میر نقش دارند.  بسیاری شروع به نصب ترمز در چهار چرخ به جای ترمزهای عقب و برخی شیشه های جلو نشکن را معرفی کردند.

تاریخ بهبود ایمنی جاده ای در امریکا (صنعت خوردرو در حال تحول) قسمت دوم

تصادفات جاده ای ، آسیب دیدگی و مرگ و میر ناشی از آن در امریکای دهه 1920 ، می رفت تا به یکی از بحران های اجتماعی امریکا بدل شود. با جدیت رسانه ها در پیگیری اخبار و حواشی تصادفات جاده ای ، خودرو سازان ، سازمان های دولتی و خصوصی و همچنین نیروی پلیس ، هریک مکلف به انجام وظایفی شدند که در نهایت منجر به بهبود امنیت جاده ای در امریکا و سراسر جهان شد.

 

بیشتر بخوانید:

تاریخ بهبود ایمنی جاده ای در امریکا (بررسی خطرات رانندگی)  قسمت اول

تاریخ بهبود ایمنی جاده ای در امریکا (تست تصادف و کمربند ایمنی) قسمت سوم

تاریخ بهبود ایمنی جاده ای در امریکا (رقابت در تجهیزات ایمنی خودرو)- قسمت چهارم

 

صنعت خودرو درحال تحول

در اواخر دهه 1920، خودروسازان متوجه شدند که طراحی مکانیک و بدنه در ایجاد تصادفات، جراحات و مرگ و میر نقش دارند. بسیاری از خودروسازان شروع به نصب ترمز در چهار چرخ به جای ترمزهای عقب به تنهایی کردند. برخی سازندگان شیشه های جلو نشکن را معرفی کردند تا شیشه در اثر برخورد به قطعات تیز تبدیل نشود.

در اواسط دهه 1930، توجه رسانه ها بر عواقب وحشتناک تصادفات رانندگی، خودروسازان را بر آن داشت تا نقشی فعال در ارتقای ایمنی داشته باشند. تبلیغات، مقالات و بروشورهای فروش به خریداران اطمینان می داد که خودروهای مدرن که اکنون دارای ترمزهای هیدرولیک و بدنه تمام فولادی هستند، کاملاً ایمن هستند. اما اشکال پیشرفته‌ای از محافظت از رانندگان مانند کمربند ایمنی و داشبوردهای پددار به طور عمومی اضافه نشدند، با اینکه از نظر فنی در دسترس بودند.

سازندگان استدلال می کردند که اگر دولت مقررات سختگیرانه راننده را اتخاذ کند و محیط رانندگی را بهبود بخشد، می توان از تصادفات جلوگیری کرد. در سال 1937 این صنعت بنیاد ایمنی خودرو را تأسیس کرد که کمک های مالی برای برنامه های ایمنی اعطا می کرد و از آموزش و امتحانات رانندگان ، اجرای قانون، تعلیق یا لغو گواهینامه های رانندگی متخلفان، مهندسی ترافیک، مطالعات ترافیکی و ساخت و ساز بزرگراه های پر سرعت و با دسترسی محدود با بودجه مالیاتی حمایت می کرد.

تبلیغات برای Stutz مدل 1926 دارای سیستم جلوگیری از انحراف

Stutz با شیشه جلو مقاوم شده با سیم

راه کار های تکنولوژیک

شیشه های جلو در اتومبیل های اولیه واقعا از جنس شیشه بود. در یک برخورد، شیشه ها به قطعات تیز و خنجر مانندی تبدیل می شد که می توانست باعث جراحت یا مرگ رانندگان شود. در سال 1926، استوتز سیم هایی افقی را در شیشه جلوی خود تعبیه کرد تا شکستگی را به حداقل برساند. یکی دیگر از ویژگی های ایمنی Stutz 1926 مرکز ثقل پایین آن بود که باعث کاهش انحراف و امکان واژگونی می شد. تخته‌های فولادی سنگین برای محافظت در برابر ضربه‌های جانبی طراحی شده‌ بودند. این شرکت مدل Safety Stutz را معرفی کرد، اما با قیمت 2995 دلاری که برای اکثر آمریکایی ها در آن زمان بسیار گران بود.

راه‌حل مؤثرتر برای مشکل شکسته شدن شیشه‌های جلو، یک «پنل» از شیشه و سلولوئید بود که تکه‌های شیشه را در اثر ضربه کنار هم نگه می‌داشت. شیشه تریپلکس از تجهیزات استاندارد شیشه جلوی فورد مدل A 1928 بود و به دلیل عرضه انبوه آن بر روی یک خودروی ارزان قیمت نظر ها را به خود جلب کرد.

جنرال موتورز شیشه جلوپنجره نشکن Duplate را روی خودروهای کادیلاک 1930 نصب کرد. مانند Triplex، Duplate نیز از دو ورقه شیشه با یک لایه میانی سلولوئید تشکیل شده بود. Duplate توسط شرکت Pittsburgh Safety Glass ساخته شد که متعلق به Pittsburgh Plate Glass و DuPont بود.

بروشور شیشه نشکن دوپلت

بروشور شیشه نشکن تریپلکس

ایمنی ، سرعت یا استایل

صنعت خودرو مدعی بود که آموزش راننده، کنترل ترافیک بهتر و اجرای قانون از تصادفات جلوگیری می کند. با این حال، بازاریابی خودروهای جدید بر توان و سرعت بالا تر تاکید داشت. برخی از مقامات صنعت اصرار داشتند که موتورهای قدرتمند ایمنی را افزایش می دهند زیرا رانندگان می توانند به سرعت از موقعیت های خطرناک فرار کنند. اما حامیان ایمنی توانایی رانندگان برای کنترل خودروها با سرعت بالاتر را زیر سوال بردند. مسابقه اسب بخار در دهه 1960 یکی از ویژگی های بازاریابی خودروهای جدید باقی ماند.

سرعت سنج بیوک با عبارت "اول امنیت" درج شده بر روی آن

شروع کار در عوارضی پنسیلوانیا ، اول اکتبر 1940

صنعت خودرو همچنین از تأمین مالی عمومی بزرگراه‌های پرسرعت و دو خطه با دسترسی محدود و گذرگاه‌های مجزا حمایت کرد. در دهه 1930، بنیاد ایمنی خودرو که از سوی صنعت حمایت می شد، خواستار ساخت 100،000 مایل بزرگراه با هزینه تخمینی 50 میلیارد دلار برای مالیات دهندگان شد. افتتاح اولین باجه های عوارض و آزادراه‌ها در دهه 1940 به تیتر خبرها تبدیل شد و برخی از روزنامه‌نگاران را بر آن داشت تا اظهار کنند که مهندسی بزرگراه‌ها با ظهور خودرو هایی با «طراحی کامل» به بلوغ رسیده است.

در دهه 1930، خودروسازان دریافتند که استایل مدرن بیشتر از عملکرد مکانیکی، خریداران خودروهای جدید را جذب می‌کند. بدنه‌های ساده‌ای که خودروها را به‌عنوان لبه‌ی فناوری عصر ماشین‌ها و نمادهای مدرنیته و سرعت جلوه می‌دهند. تغییرات سالانه مدل و تزیینات آرت دکو، خریداران خودرو را با امید به داشتن جدیدترین مدها در زیبایی مکانیکی و جدیدترین گجت‌ها هیجان زده می کرد. اما طراحی "استریم لاین" اغلب با ایمنی در تضاد بود. پنجره های بیضی شکل و ستون های سقف پهن باعث کاهش دید از روی صندلی راننده می شود. دستگیره ها و تزیینات روی داشبوردهای فولادی باعث آسیب به صورت در برخوردها می شد. و با وجود آیرودینامیک بودن، خودروهای دهه 1930 در سرعت های بالا دچار انحراف می شدند. تا زمانی که تولیدکنندگان بر بازاریابی متمرکز بودند،تنها بر بهبود زیبایی فرمی بدنه خودرو تاکید داشتند زیرا این امر باعث افزایش فروش می‌شد. پیشرفت‌های ایمنی، اگرچه گاهی اوقات در ادبیات فروش بکار گرفته می‌شد، اما معمولاً در جایگاه دوم اهمیت قرار می‌گرفت. خودروسازان هنوز به روز بودن ، ابهت و سر و صدا را به ایمنی ترجیح می دادند.

پلیموت کوپه ، 1939

جلوگیری از برخورد دوم

در دهه 1930، تداوم نرخ بالای تلفات ناشی از خودروها، طرفداران ایمنی را بر آن داشت تا به دنبال توضیحاتی بر این مسئله غیر از خطای راننده باشند. پزشکان، مخترعان و روزنامه نگاران خاطرنشان کردند که در تصادف راننده و سرنشینان همیشه با داشبورد فلزی، فرمان، شیشه جلو یا درها برخورد می کنند که منجر به صدمات جدی یا حتی مرگبار می شود. دستگیره‌های داشبورد، دستگیره‌های درها، بلندگو های رادیو، ستون‌ فرمان و سایر وسایل، برآمدگی‌های چاقو مانندی بودند که می‌توانستند به بدن رانندگان فرو رفته و آنها را دچار صدمات جدی و حتی کشنده نمایند.

کادیلاک مدل 1936 ، درست مانند اکثر خودرو های دهه 30 ، داشبورد استیلی داشت که دارای دستگیره ای برامده بودند

خودرو شخصی سازی شده "پاکارد دارین" همراه با داشبورد فوم گذاری شده ، حدود 1940

اعلام عمومی خطرات فضای داخلی

مشکلات ایمنی خودرو در سال 1935 زمانی که "ریدرز دایجست" مقاله "مرگ ناگهانی را منتشر کرد، در سطح ملی مورد توجه قرار گرفت. "دویت والاس" ناشر این روزنامه ، عواقب یک تصادف را دیده بود و از "جوزف سی. فرناس" خواست مقاله ای در مورد مرگ و میرهای ناشی از تصادفات به عنوان یک مشکل اجتماعی و فناوری بنویسد. فرناس یادآوری می‌کند: «والاس قبلاً موج خشم عمومی را نسبت به افزایش سرسام‌آور تلفات بزرگراهی احساس کرده بود.»

مقاله ریدرز دایجست ، 1935

«مرگ ناگهانی» که سرشار از صراحت، کنایه و واقع‌گرایی بود، رانندگانی را توصیف می‌کرد که با قطعات داخلی خودرو برخورد کرده و دچار نقص عضو شده بودند. فرناس رانندگان را مقصر تصادفات می دانست و سعی می کرد آنها را به رفتاری بهتر وادار کند. او اضافه کردن کمربند ایمنی و سایر تجهیزات ایمنی را توصیه نمی کرد. در واقع، او به خوانندگان توصیه کرده بود ، امیدوار باشند که «با باز شدن درها به بیرون پرتاب شوند».تفکر فرناس این بود که: «حداقل از مجموعه مرگبار دستگیره‌های فلزی و لبه‌های تیز و شیشه‌های داخل ماشین در امان هستید.»

میلیون ها نسخه مجددا از طریق پست ارسال شد. فرناس یادآوری می‌کند: «قاضی‌ها متخلفین تجاوز از سرعت قانونی را به رونویسی از آن به تعداد پنجاه بار یا رفتن به زندان محکوم می‌کردند. شرکت های بیمه نسخه های رایگان را در اختیار مشتریان خود قرار داده و شرکت‌های نفتی آن را در پمپ‌های گاز توزیع می‌کردند.»

در دهه 1930، دکتر Claire L. Straith، جراح پلاستیک دیترویت که در بازسازی چهره و جمجمه قربانیان تصادفات اتومبیل تخصص داشت، یک کمپین تک نفره را برای از بین بردن صدمات ناشی از داشبوردهای فولادی، دستگیره های بیرون زده ، دستگیره های قلابی شکل و دیگر قطعات خطرناک شروع کرد.او کمربندی برای ماشین های خود نصب کرد و یک پد تصادف داشبورد را هم طراحی و ثبت کرد. دکتر استرایت به خاطر کمپین ایمنی یک نفره خود در سطح ملی شناخته شد. ایده‌های او در مجله انجمن پزشکی آمریکا منتشر شد و در روزنامه‌ها هم اعلب به مطالب او استناد می شد.

پدهای داشبورد نصب شده بر روی خودرو دکتر استرایت ، اواخر 1940

داشبورد پلیموت ، 1937

به توصیه دکتر کلر ال استرایت، دستگیره‌های پلیموث 1937 فرورفته بودند و نمی‌توانستند در تصادف باعث ایجاد زخم‌های عمیق شوند. اما بهبود ایمنی کوتاه مدت بود. دستگیره های بیرون زده در سال های بعد بازگشتند.

تبلیغ خودرو ایمن پلیموت ، 1937

دکتر استرایت نامه ای قانع کننده به "والتر پی کرایسلر" نوشت و شرکت کرایسلر با در نظر گرفتن مسائل ایمنی، فضای داخلی خودرو های خود آن ها را باز طراحی کرد. خودروهای کرایسلر، پلیموث، دوج، دسوتو و امپریال مدل 1937 فاقد کمربند ایمنی و داشبورد پد دار بودند، اما دارای دستگیره‌های فرورفته، دکمه‌های لاستیکی ، صندلی های فوم دار در قسمت بالایی و دستگیره‌های درب منحنی بودند که در تصادفات به رانندگان آسیب مضاعف وارد نمی کردند. این اولین باری بود که یک تولیدکننده خودرو طراحی استریم لاین را به جای استایل برای ایمنی استفاده کرد.

خودروی سدان تاکر با فضای داخلی ایمن ، 1948

در سال 1948، پرستون تاکر، سازنده سابق اتومبیل‌های مسابقه‌ای و تسلیحات دفاعی ، خودروی «کاملاً جدیدی» را معرفی کرد که بیش از همه بر ویژگی‌های ایمنی جدید آن تأکید داشت. تاکر 51 خودرو ساخت با دکمه‌های درب توکار که نمی‌توانستند لباس‌ها را پاره کنند، دستگیره‌های درب دور از رانندگان ، لنت‌های داشبورد، و قسمتی زیر داشبورد که سرنشین جلو در صورت برخورد می‌تواند خم شود. سایر ویژگی‌های ایمنی عبارتند از شیشه جلوی بازشو که در اثر ضربه از جای خود خارج می‌شود، چراغ جلوی مرکزی که با فرمان می‌چرخد و آینه دید عقب ساخته شده از پلکسی گلس نشکن و نقره‌کاری شده است.

تاکر به فکر نصب کمربند ایمنی در خودروهایش بود اما این ایده را رد کرد. فیلیپ ایگان، یکی از طراحان خودرو، به یاد می‌آورد که تاکر «احساس می‌کرد که آن‌ها ظاهری ناامن در مورد ماشین نشان می‌دهند... خیلی قوی تر و خیلی سریع از چیزی که برای همه مناسب باشد». تولید خودرو به دنبال تحقیقات فدرال در مورد شیوه های تجاری تاکر متوقف شد، اما برخی از ایده های ایمنی او در خودروهای تولید انبوه در دهه 1950 ظاهر شد.

در دهه 1930، چندین مخترع اختراعاتی را برای ستون‌های فرمان ارائه کردند که در اثر ضربه فرو ریخته و راننده را از برخورد با آن در امان نگه می داشت. مفاهیم آنها شامل طرح های مختلفی بود که از فنر، مکانیزم قیچی یا پیستون هیدرولیک استفاده می کردند.

فرمان جاذب انرژی شورولت ، 1967

تبلیغات شورولت برای معرفی ستون فرمان جاذب انرژی ، 1967

در سال 1959، جنرال موتورز شروع به توسعه Invertube کرد، یک ستون فرمان که در هنگام اعمال نیرو به سمت داخل می چرخید. این طرح وارد پروسه تولید نشد، اما در سال 1967 جنرال موتورز شروع به نصب ستون‌های فرمان با فناوری "می" کرد که تحت فشار فشرده می‌شدند. کرایسلر ستون مشابهی را در سال 1967 به کار گرفت و فورد طراحی تاشو خود را در سال 1968 معرفی کرد.

 

بیشتر بخوانید:

تاریخ بهبود ایمنی جاده ای در امریکا (بررسی خطرات رانندگی)  قسمت اول

تاریخ بهبود ایمنی جاده ای در امریکا (تست تصادف و کمربند ایمنی) قسمت سوم

تاریخ بهبود ایمنی جاده ای در امریکا (رقابت در تجهیزات ایمنی خودرو)- قسمت چهارم

 

منبع:   americanhistory.si.edu

0
تعداد نظرات
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد

آخرین اخبار