بررسی زندگی نامه و آثار جان لاک فیلسوف و اندیشمند بریتانیایی

جان لاک از فیلسوفان سده ۱۷ میلادی انگلستان بود که به‌طور گسترده به عنوان پدر لیبرالیسم کلاسیک شناخته می‌شود. لاک از مهم‌ترین شارحان نظریه قرارداد اجتماعی و پیروان مکتب تجربه‌گرایی است. نظرات او بر پیشرفت شناخت‌شناسی و فلسفه سیاسی مؤثر بود. در این مقاله مروری بر زندگی و آثار این اندیشمند بزرگ خواهیم داشت.

بررسی زندگی نامه و آثار جان لاک فیلسوف و اندیشمند بریتانیایی

شرح حال مختصری از زندگی

 جان لاک فیلسوف انگلیسی بود که در سال ۱۶۳۲ به دنیا آمد. پدرش یک وکیل و همچنین نظاممی ذخیره بود که در طول جنگ داخلی انگلیس علیه سلطنت طلبان جنگید.  فرمانده هنگ پدرش، الکساندر پاپهام، نماینده مجلس ثروتمند، ترتیبی داد که لاک در وست مینستر و آکسفورد تحصیل کند.  در آکسفورد، لاک به تحصیل پزشکی پرداخت و در آزمایشگاه شیمیدان رابرت بویل به عنوان دستیار کار کرد و چندین اثر اولیه خود را خلق کرد، از جمله متونی که پس از مرگ به عنوان دو رساله درباره دولت و مقالاتی درباره قانون طبیعت منتشر می‌شوند.  لاک تا سال ۱۶۶۶ در دانشگاه ماند، زمانی که با آنتونی اشلی کوپر، اولین ارل شفتسبری، یک شخصیت سیاسی قدرتمند که به عنوان رئیس خزانه داری و لرد صدراعظم خدمت می کرد، و بعداً به عنوان یکی از بنیانگذاران حزب ویگ شناخته می شد ، آشنا شد.

 

ملاقات شفتسبری و لاک پس از آن اتفاق افتاد که شفتسبری دچار آبسه در کبدش شد و لاک برای کمک به او فرستاده شد.  مدت کوتاهی پس از آن، لاک ابزاری ابداع کرد که به وسیله آن می‌توان آبسه را با نصب یک لوله با یک لوله شیر مانند برای تخلیه آن از طریق جراحی، درمان کرد، که برخلاف همه احتمالات، کارساز بود.  شفتسبری برای قدردانی، لاک را در دفاتر اداری مختلفی قرار داد که او بر آنها تسلط داشت.  لاک به عنوان منشی صاحبان مستعمره کارولینا و هیئت تجارت بود و قوانین اساسی کارولینا را در خدمت حامی خود تنظیم کرد و همچنین گزارش هایی را به هیئت تجارت ارائه کرد که برخی از ایده های اقتصادی اولیه او را بیان می کرد.  .  او همچنین به عنوان معلم پسر شفتسبری، سومین ارل شفتسبری، که در آینده به قامت یک فیلسوف درآمد ، خدمت کرد.

 

 لاک در سال 1675 انگلستان را به مقصد فرانسه ترک کرد، اما در سال 1679 برای کمک به شفتسبری در جریان بحران محرومیت بازگشت.  شفتسبری در تلاش ویگ برای جلوگیری از به ارث بردن تاج و تخت برادر کوچکتر کاتولیک چارلز دوم، جیمز، در ابتدا با استفاده از قوانین پارلمانی برای حذف وارثان کاتولیک از جانشینی سلطنتی شرکت داشت.  لاک در سال 1683 تحت ابر سوء ظن فزاینده‌ای به دلیل مشارکت در تلاش‌های طرد غیرقانونی به هلند گریخت و تا سال ۱۶۸۸به انگلستان بازنگشت. مدت‌ها تصور می‌شد که لاک دو رساله دولت را در سال ۱۶۸۸به منظور ارائه یک مقاله نوشت.  توجیه فلسفی برای انقلاب شکوهمند، اما تحقیقات اخیر نشان می دهد که او در واقع بیشتر آثار را در دوره بحران محرومیت در چارچوب فشار برای یافتن راهی برای حذف کاتولیک ها از جانشینی سلطنتی ساخته است.  نسخه نهایی ردپای هر دو رویداد را دارد و انقلاب شکوهمند قطعاً برای سیاست خود لاک مفید بود.  او به انگلستان بازگشت و برای اولین بار شروع به انتشار آثار خود کرد.  در سال ۱۶۸۹ ، دو رساله و نامه در مورد تساهل به طور ناشناس منتشر شد و او مقاله در مورد درک انسانی را به نام خود چاپ کرد.

 

 این مقاله به‌ویژه برای او شهرت زیادی به ارمغان آورد، در حالی که تألیف آثار دیگر مورد مناقشه بود، اما برای مدتی مشکوک بود.  دهه ۱۶۹۰ همچنان یک دهه پربار برای لاک بود، و او افکاری در مورد آموزش، «معقول بودن مسیحیت»، و مقالاتی در مورد پول و بهره، و همچنین چندین پاسخ طولانی به اعتراض به آثارش در مورد مدارا و مسیحیت منتشر کرد.  لاک تا زمان مرگش در سال 1704 هم در زندگی سیاسی و هم در زندگی فکری در انگلستان فعال بود.

 

جان لاک، (متولد 29 اوت 1632، راینگتون، سامرست، انگلستان - درگذشته 28 اکتبر 1704، های لیور، اسکس)، فیلسوف انگلیسی که آثارش در پایه تجربه گرایی فلسفی مدرن و لیبرالیسم سیاسی نهفته است.  او الهام بخش روشنگری اروپا و قانون اساسی ایالات متحده بود.  تفکر فلسفی او نزدیک به تفکر بنیانگذاران علم مدرن، به ویژه رابرت بویل، سر اسحاق نیوتن و دیگر اعضای انجمن سلطنتی بود.  اندیشه سیاسی او مبتنی بر مفهوم قرارداد اجتماعی بین شهروندان و اهمیت مدارا به ویژه در مسائل مذهبی بود.  بسیاری از چیزهایی که او در حوزه سیاست از آن دفاع می کرد، پس از انقلاب شکوهمند ۱۶۸۸-۱۶۸۹ در انگلستان و پس از اعلام استقلال این کشور در سال ۱۷۷۶ در ایالات متحده پذیرفته شد.

سال های اولیه زندگی

خانواده لاک نسبت به پیوریتانیسم همدردی داشتند اما در کلیسای انگلستان باقی ماندند، وضعیتی که زندگی و تفکرات بعدی لاک را رنگ آمیزی کرد.  لاک که در پنسفورد، نزدیک بریستول بزرگ شده بود، در آغاز جنگ های داخلی انگلیس بین سلطنت چارلز اول و نیروهای پارلمانی تحت رهبری نهایی الیور کرامول، 10 ساله بود.  پدر لاک که یک وکیل بود، به عنوان کاپیتان در سواره نظام نمایندگان مجلس خدمت می کرد و شاهد اقدامات محدودی بود.  بنابراین، می توان حدس زد که از دوران کودکی، لاک هرگونه ادعای پادشاه مبنی بر داشتن حق الهی برای حکومت را رد می کرد.

 

 پس از پایان جنگ داخلی اول در سال ۱۶۴۶، پدر لاک توانست برای پسرش که ظاهراً توانایی تحصیلی خود را نشان داده بود، جایی در مدرسه وست مینستر در لندن دوردست بگیرد.  لاک در سال ۱۶۴۷ در سن 14 سالگی به این مؤسسه مشهور رفت. گرچه این مدرسه توسط دولت جمهوری جدید اداره شده بود، اما رئیس آن، ریچارد بازبی (که خود یک محقق برجسته بود) یک سلطنت طلب بود.  به مدت چهار سال لاک تحت آموزش و کنترل بازبی باقی ماند (بازبی یک نظم دهنده قوی بود که بسیار طرفدار توس بود).  در ژانویه ۱۶۴۹، تنها نیم مایل دورتر از مدرسه وست مینستر، چارلز به دستور کرامول سر بریده شد.  پسران اجازه حضور در مراسم اعدام را نداشتند، اگرچه آنها بدون شک به خوبی از وقایع اطراف آگاه بودند.

برنامه درسی وست مینستر با محوریت لاتین، یونانی، عبری، عربی، ریاضیات و جغرافیا بود.  در سال 1650، لاک به عنوان دانش پژوه پادشاه انتخاب شد، افتخاری دانشگاهی و منفعت مالی که او را قادر ساخت چندین کتاب، عمدتاً متون کلاسیک به زبان یونانی و لاتین را خریداری کند.  اگرچه لاک ظاهراً شاگرد خوبی بود، اما از تحصیل لذت نمی برد.  در زندگی بعدی او به مدارس شبانه روزی به دلیل تأکید بیش از حد آنها بر تنبیه بدنی و رفتار غیر متمدنانه دانش آموزان حمله کرد.  او در اثر بسیار تأثیرگذار خود برخی از اندیشه‌های مربوط به آموزش (۱۶۹۳)، بر برتری تدریس خصوصی برای آموزش آقایان جوان استدلال می‌کند .

آکسفورد

 در پاییز ۱۶۵۲، لاک، در سن تقریباً ۲۰سالگی، وارد کلیسای مسیح، بزرگترین کالج دانشگاه آکسفورد و مقر دربار چارلز اول در طول جنگ های داخلی شد.  اما دوران سلطنت طلبی آکسفورد اکنون پشت سر گذاشته شده بود و پیروان پیوریتن کرامول اکثر مناصب را پر کردند.  کرامول خود صدراعظم بود و جان اوون، کشیش سابق کرامول، معاون و رئیس دانشگاه بود.  با این حال، اوون و کرامول نگران بودند که دانشگاه را در اسرع وقت به حالت عادی بازگردانند، و تا حد زیادی در انجام آن موفق بودند.

لاک بعداً گزارش داد که برنامه درسی دوره کارشناسی در آکسفورد را کسل کننده و غیر محرک می دانست.  این دانشگاه هنوز عمدتاً متعلق به دانشگاه قرون وسطی بود، با تمرکز بر ارسطو (به ویژه منطق او) و تا حد زیادی نادیده گرفتن ایده های جدید مهم در مورد ماهیت و خاستگاه دانش که در نوشته های فرانسیس بیکن (۱۵۶۱-۱۶۲۶)، رنه دکارت (۱۵۹۶) توسعه یافته بود.  -۱۶۵۰) و سایر فیلسوفان طبیعی.  اگرچه آثار آنها در برنامه رسمی درسی نبود، اما لاک به زودی آنها را می خواند.  او در سال ۱۶۵۶ با مدرک لیسانس فارغ التحصیل شد و دو سال بعد فوق لیسانس گرفت و در همان زمان به عنوان دانشجو (معادل همکار) مسیح کلیسا انتخاب شد.  در آکسفورد لاک با برخی از حامیان علم جدید، از جمله اسقف جان ویلکینز، ستاره شناس و معمار کریستوفر رن، پزشکان توماس ویلیس و ریچارد لوور، فیزیکدان رابرت هوک و مهمتر از همه، فیلسوف طبیعی و برجسته ارتباط برقرار کرد.  رابرت بویل خداشناس  لاک در کلاس‌های ایاتروشیمی (کاربرد اولیه شیمی در پزشکی) شرکت کرد و مدتی پیش با بویل در تحقیقات پزشکی مهم در مورد خون انسان همکاری کرد.  قرار بود پزشکی از این به بعد نقش اصلی را در زندگی او ایفا کند.

احیای سلطنت انگلیس در سال ۱۶۶۰ یک موهبت متفاوت برای لاک بود.  این امر باعث شد بسیاری از همکاران علمی او به لندن بازگردند، جایی که به زودی انجمن سلطنتی را تأسیس کردند که محرک بسیاری از تحقیقات علمی بود.  اما در آکسفورد، آزادی جدید از کنترل پیوریتان، رفتارهای سرکش و شور و شوق مذهبی را در بین دانشجویان تشویق کرد.  این افراط و تفریط باعث شد که لاک نسبت به تغییرات سریع اجتماعی محتاط باشد، نگرشی که بدون شک تا حدودی نشان دهنده دوران کودکی او در طول جنگ های داخلی بود.

 لاک در اولین اثر سیاسی اساسی خود، دو رساله درباره دولت (که در سال 1660 تألیف شد اما اولین بار سه قرن بعد، در سال 1967 منتشر شد)، از موضعی بسیار محافظه کارانه دفاع کرد: به نفع ثبات سیاسی، یک دولت در قانون گذاری در مورد هر موضوعی موجه است.  دینی که مستقیماً با اعتقادات اساسی مسیحیت مرتبط نیست.  این دیدگاه، پاسخی به تهدید محسوس هرج و مرج ناشی از اختلافات فرقه‌ای، کاملاً مخالف دکترینی بود که او بعداً در دو رساله دولت (۱۶۸۹) توضیح داد.

ارتباط با شفتسبری

 در سال 1666، لاک توسط یک آشنای مشترک به لرد آنتونی اشلی کوپر، بعداً ارل اول شفتسبری، معرفی شد.  اشلی به عنوان عضو و در نهایت رهبر گروهی از سیاستمداران اپوزیسیون معروف به ویگ ها، یکی از قدرتمندترین چهره های انگلستان در دو دهه اول پس از بازسازی بود.  اشلی در اولین ملاقات آنها چنان تحت تأثیر لاک قرار گرفت که در سال بعد از او خواست تا به عنوان دستیار و پزشک شخصی به خانواده لندنی اش در اکستر هاوس در استرند بپیوندد، اگرچه لاک در آن زمان مدرک پزشکی نداشت.  از نظر سیاسی، اشلی طرفدار سلطنت مشروطه، جانشینی پروتستان، آزادی مدنی، مدارا در مذهب، حکومت پارلمان و توسعه اقتصادی انگلستان بود.  لاک همه این اهداف را یا به اشتراک گذاشت یا به زودی با او در میان گذاشت، و دیری نپایید که یک درک متقابل عمیق .و برای هر یک از آنها مهم . بین آنها وجود داشت.  لاک پیش نویس مقالاتی در مورد مدارا تهیه کرد که احتمالاً اشلی از آن در سخنرانی های پارلمان استفاده می کرد.  لاک به عنوان یک پزشک، در یک عمل جراحی قابل توجه برای قرار دادن یک لوله نقره ای در تومور روی کبد اشلی شرکت کرد، که به طور منظم آن را تخلیه کرد و او را از درد بسیار رها کرد. که  تا پایان عمر اشلی در جای خود باقی ماند.  لاک همچنین یک عروس مناسب برای پسر اشلی پیدا کرد.

در سال 1668، لاک به عضویت انجمن سلطنتی درآمد و با دوستش توماس سیدنهام، برجسته‌ترین پزشک آن دوره، تحقیقات پزشکی انجام می‌داد.  اگرچه بدون شک لاک شریک کوچکتر در همکاری آنها بود، آنها با هم کار کردند تا تحقیقات مهمی را بر اساس مشاهدات دقیق و حداقل حدس و گمان انجام دهند.  روشی که لاک در این اثر به دست آورد و به توسعه آن کمک کرد، تعهد او را به تجربه گرایی فلسفی تقویت کرد.  اما این تنها پزشکی نبود که لاک را مشغول کرد، زیرا اشلی او را به عنوان منشی مالکان لرد کارولینا منصوب کرد که وظیفه آنها ترویج ایجاد مستعمره آمریکای شمالی بود.  در این نقش، لاک به تهیه پیش نویس قانون اساسی برای دولت کارولینای (۱۶۶۹) کمک کرد، که در کنار سایر مقررات، آزادی مذهب را برای همه به جز آتئیست ها تضمین می کرد.

 لاک در تمام مدتی که در اکستر هاوس بود، ارتباط نزدیکی با دوستانش داشت.  در واقع، دوران طولانی نگارش مهم ترین اثر فلسفی او، مقاله ای در مورد فهم بشر (۱۶۸۹)، در جلسه ای با دوستانش در اتاق هایش آغاز شد، احتمالاً در فوریه۱۶۷۱. این گروه برای بررسی مسائل اخلاقی و دین وحی (دانش) گرد هم آمده بودند.  خداوند از طریق وحی به دست آمده است).  لاک خاطرنشان کرد که قبل از اینکه بتوانند پیشرفت کنند، باید این سوال قبلی را در نظر بگیرند که ذهن انسان قادر به درک چه چیزی است .  قرار شد که لاک مقاله ای در این زمینه برای جلسه بعدی خود آماده کند و این مقاله بود که اولین پیش نویس کار بزرگ او شد.

تبعید در فرانسه

 در سال 1672 اشلی به عنوان ارل اول شفتسبری به مقام اول رسید و در پایان همان سال به عنوان صدراعظم انگلیس منصوب شد.  او به زودی اخراج شد، با این حال، با از دست دادن لطف چارلز دوم.  برای مدتی شفتسبری و لاک در خطر واقعی قرار داشتند و تا حدی به همین دلیل بود که لاک در سال 1675 به فرانسه سفر کرد. در این زمان او مدرک لیسانس پزشکی خود را از آکسفورد دریافت کرده بود و به عنوان دانشجوی پزشکی در کریس چرچ منصوب شده بود.

 

لاک نزدیک به چهار سال (۷۹-۱۶۷۵) در فرانسه ماند و زمان زیادی را در پاریس و مونپلیه گذراند.  دومی دارای اقلیت بزرگ پروتستان و مهم ترین دانشکده پزشکی در اروپا بود که هر دو جاذبه های قوی برای لاک بودند.  او دوستان زیادی در جامعه پروتستان پیدا کرد، از جمله برخی از روشنفکران برجسته.  از سوی دیگر، خوانش او تحت سلطه آثار فیلسوفان کاتولیک فرانسوی بود.  اما این علایق پزشکی او بود که موضوع اصلی مجلاتی بود که از این دوره نگهداری می کرد.  او از فقر مردم محلی تحت تأثیر قرار گرفت و این امر را با شرایط انگلستان و مبالغ هنگفتی که پادشاه فرانسه (لوئی چهاردهم) برای کاخ ورسای خرج می کرد، در تضاد نامطلوب قرار داد.  لاک گهگاه به پرسش‌های فلسفی روی می‌آورد و یادداشت‌هایی را به مجله‌اش اضافه می‌کرد، که برخی از آنها در نهایت در An Essay Concerning Human Understanding (مقاله ای در با فهم بشر)جای گرفتند.

 در بازگشت به انگلستان، شفتسبری به مدت یک سال در برج لندن زندانی بود، اما در فوریه ۱۶۷۸آزاد شد. زمانی که لاک در سال ۱۶۷۹به انگلستان بازگشت، شفتسبری به عنوان رئیس شورای خصوصی به نفع خود بازگردانده شده بود.  با این حال، کشور با اختلاف نظر بر سر مناقشه محرومیت . بحث در مورد اینکه آیا می توان قانونی تصویب کرد که جانشینی جیمز، برادر چارلز دوم، یک کاتولیک رومی، به تاج و تخت انگلیس را ممنوع کند، دچار اختلاف شد.  شفتسبری و لاک به شدت از محرومیت حمایت کردند.  مناقشه به اوج خود در هیستری به اصطلاح توطئه پاپش رسید، یک توطئه فرضی کاتولیک برای ترور چارلز و جایگزینی او با جیمز.  وجود این توطئه به طور گسترده پذیرفته شد و منجر به اعدام بسیاری از افراد بیگناه شد، قبل از اینکه سازنده آن، کشیش انگلیسی تیتوس اوتس، بی اعتبار شود..

دو رساله در باب حکومت

هنگامی که شفتسبری نتوانست منافع پادشاه و پارلمان را با هم هماهنگ کند، برکنار شد.  در سال 1681 توسط هیئت منصفه لندن دستگیر، محاکمه و سرانجام از اتهام خیانت تبرئه شد.  یک سال بعد به هلند گریخت و در سال 1683 در آنجا درگذشت.  هیچ یک از دوستان شناخته شده شفتسبری اکنون در انگلیسدر امنیت نبودند.  خود لاک که از نزدیک تحت نظر بود، در سپتامبر 1683 به هلند رفت.

 

 از این چارچوب، اثر اصلی لاک در فلسفه سیاسی، دو رساله حکومت (1689) ظهور کرد.  اگرچه محققان در مورد تاریخ دقیق ترکیب آن اختلاف نظر دارند، اما مسلم است که تا حد زیادی قبل از فرار لاک به هلند سروده شده است.  از این نظر، دو رساله پاسخی بود به وضعیت سیاسی که در زمان مناقشه حذف در انگلستان وجود داشت، اگرچه پیام آن اهمیت بسیار پایدارتری داشت.  لاک در مقدمه این اثر، که در تاریخ بعدی نوشته شده است، تصریح می کند که استدلال های دو رساله مستمر است و کل آن توجیهی برای انقلاب شکوهمند است که ویلیام سوم و مری دوم پروتستان را به دنبال آن به تخت سلطنت رساند.  پرواز جیمز دوم به فرانسه

 

 باید توجه داشت که فلسفه سیاسی لاک مبتنی بر تعهدات مذهبی عمیق او بود.  او در طول زندگی‌اش وجود خدای خالق و این تصور را پذیرفت که همه انسان‌ها به واسطه آن رابطه، بندگان خدا هستند.  خداوند انسانها را برای هدف خاصی آفرید، یعنی زندگی مطابق قوانین او و در نتیجه به ارث بردن رستگاری ابدی.  از همه مهم‌تر برای فلسفه لاک، خدا فقط آن توانایی‌های فکری و دیگر توانایی‌های لازم برای رسیدن به این هدف را به انسان داد.  بنابراین، انسانها با استفاده از ظرفیت عقل می توانند وجود خدا را کشف کنند، قوانین و وظایف او را شناسایی کنند و برای انجام وظایف خود به دانش کافی دست یابند و از این طریق زندگی شاد و موفقی داشته باشند.  آنها می توانند تشخیص دهند که برخی از اعمال، مانند کوتاهی در مراقبت از فرزندان یا حفظ قراردادهای خود، از نظر اخلاقی مذموم و مغایر با قانون طبیعی است که با قانون خدا یکسان است.  سایر قوانین اخلاقی خاص را فقط می توان از طریق وحی کشف یا شناخت .مثلاً با خواندن کتاب مقدس یا قرآن.

چارچوب اساساً مسیحی پروتستانی فلسفه لاک به این معنی است که نگرش او نسبت به کاتولیک رومی همیشه خصمانه خواهد بود.  او ادعای عصمت پاپ را رد کرد (چگونه می توان آن را ثابت کرد؟) و از ابعاد سیاسی کاتولیک به عنوان تهدیدی برای خودمختاری انگلیس می ترسید، به ویژه پس از اینکه لوئی چهاردهم در سال 1685 فرمان نانت را لغو کرد، که به آزادی مذهبی اعطا کرده بود. 

رساله اول
 اولین رساله دقیقاً کار نظریه‌پرداز سیاسی دیگر قرن هفدهم، سر رابرت فیلمر بود، که پاتریارکا (۱۶۸۰، اگرچه احتمالاً در دهه ۱۶۳۰نوشته شده است) از نظریه حق الهی پادشاهان دفاع می‌کرد: اقتدار هر پادشاهی مورد تأیید الهی است.  با تبار او از آدم - طبق کتاب مقدس، اولین پادشاه و پدر بشریت.  لاک ادعا می کند که دکترین فیلمر با "عقل سلیم" مخالفت می کند.  حق حکومت از طریق تبار از اولین اعطای آدم نمی تواند توسط هیچ سابقه تاریخی یا هیچ مدرک دیگری پشتیبانی شود، و هر قراردادی که خدا و آدم منعقد کرده اند برای فرزندان دوردست هزاران سال بعد الزام آور نخواهد بود، حتی اگر یک سلسله تبار باشد.  قابل شناسایی بود.  رد او به طور گسترده به عنوان قاطع پذیرفته شد، و در هر صورت نظریه حق الهی پادشاهان پس از 1688 در انگلستان جدی گرفته نشد.

رساله دوم
اهمیت لاک به عنوان یک فیلسوف سیاسی در استدلال رساله دوم نهفته است. او با تعریف قدرت سیاسی این رساله را شروع می کند بخش اعظم باقی مانده رساله تفسیری بر این بند است.

وضعیت طبیعت و قرارداد اجتماعی

تعریف لاک از قدرت سیاسی یک بعد اخلاقی فوری دارد.  این یک «حق» وضع قوانین و اجرای آن برای «مصلحت عمومی» است.  قدرت برای لاک هرگز به معنای «ظرفیت» نیست، بلکه همیشه به معنای «ظرفیت تایید شده اخلاقی» است.  اخلاق در کل آرایش جامعه را در بر می گیرد و این واقعیت از نظر توتولوژیک است که جامعه را مشروع می کند.

 گزارش لاک از جامعه سیاسی مبتنی بر بررسی فرضی شرایط انسانی قبل از شروع زندگی جمعی است.  در این «وضعیت طبیعی»، انسان‌ها کاملاً آزاد هستند.  اما این آزادی یک حالت مجوز کامل نیست، زیرا در محدوده قانون طبیعت تنظیم شده است.  این یک حالت برابری است که خود عنصر اصلی روایت لاک است.  برخلاف دنیای فیلمر، هیچ سلسله مراتب طبیعی در بین انسان ها وجود ندارد. 


هر فرد به طور طبیعی تحت قانون طبیعت آزاد و برابر است و تنها تابع اراده «سازنده بی نهایت خردمند» است.  علاوه بر این، هر فرد موظف به اجرا و همچنین اطاعت از این قانون است.  این وظیفه است که به انسان ها حق مجازات مجرمان را می دهد.  اما در چنین حالت طبیعی، بدیهی است که قرار دادن حق مجازات در دست هر فردی ممکن است منجر به بی عدالتی و خشونت شود.  اگر انسانها با یکدیگر قراردادی منعقد کنند تا با رضایت مشترک یک دولت مدنی را با قدرت اجرای قانون طبیعت در بین شهروندان آن ایالت به رسمیت بشناسند، این مشکل قابل رفع است.  اگرچه هر قراردادی تا زمانی مشروع است که قانون طبیعت را نقض نکند، اغلب اتفاق می‌افتد که تنها در صورتی می‌توان قراردادی را اجرا کرد که یک مقام بالاتر انسانی وجود داشته باشد که رعایت آن را الزامی کند.  ایجاد چارچوبی که در آن قراردادهای مشروع که آزادانه منعقد شده اند، اجرا شوند، کارکرد اصلی جامعه است، وضعیتی که تضمین آن در وضعیت طبیعی و خارج از جامعه مدنی بسیار دشوارتر است.

ویژگی

 قبل از اینکه درباره ایجاد جامعه سیاسی با جزئیات بیشتر بحث کند، لاک شرح مفصلی از مفهوم مالکیت خود ارائه می دهد، که برای نظریه سیاسی او اهمیت اساسی دارد.  به گفته لاک، هر فردی در شخص خود دارایی است .یعنی هر شخص به معنای واقعی کلمه مالک بدن خود است.  افراد دیگر نمی توانند بدون اجازه او از بدن شخص برای هر هدفی استفاده کنند.  اما فرد می تواند از طریق کار دارایی فراتر از بدن خود به دست آورد.  با آمیختن کار خود با اشیاء موجود در جهان، شخص حقی بر ثمره آن کار به دست می آورد.  اگر کار کسی یک مزرعه بایر را به محصول تبدیل کند یا یک توده چوب را به خانه تبدیل کند، آنگاه محصول ارزشمند آن کار، محصول یا خانه، به مالکیت او تبدیل می‌شود.  دیدگاه لاک پیشروی نظریه ارزش کار بود که توسط اقتصاددانان قرن نوزدهم دیوید ریکاردو و کارل مارکس به اشکال مختلف توضیح داده شد.

بدیهی است که هر فرد به اندازه ای که برای زنده ماندن نیاز دارد، حق دریافت محصول کار خود را دارد.  اما، به گفته لاک، در وضعیت طبیعی، فرد حق احتکار محصول اضافی را ندارد .باید آن را با افراد کمتر خوش شانس تقسیم کرد.  خداوند «جهان را به طور مشترک به انسانها بخشیده است تا از آن به بهترین نحو از زندگی و راحتی استفاده کنند».  معرفی پول، در عین حال که اساس اقتصادی جامعه را به شدت تغییر داد، خود یک تحول احتمالی بود، زیرا پول ارزش ذاتی ندارد، بلکه فایده آن تنها به قرارداد بستگی دارد.

 گزارش لاک از دارایی و نحوه مالکیت آن با مشکلات دشواری روبرو کرده است.  برای مثال، روشن نیست که برای تبدیل هر شیء بدون مالکیت معین به یک قطعه از دارایی خصوصی، چه مقدار کار لازم است.  مثلاً در مورد زمین صرف حصار کشیدن دور آن کافی است؟  یا باید آن را هم شخم زد؟  با این وجود، چیزی به طور شهودی قدرتمندی در این تصور وجود دارد که فعالیت یا کار است که به فرد حق مالکیت در چیزی می دهد.

سازمان دولت

 لاک در فصل هشتم رساله دوم به جامعه سیاسی بازمی گردد.  در جامعه ای که قرارداد اجتماعی ایجاد می کند، اراده اکثریت باید با رعایت قانون طبیعت حاکم باشد.  نهاد قانونگذاری مرکزی است، اما نمی تواند قوانینی ایجاد کند که قانون طبیعت را نقض کند، زیرا اجرای قانون طبیعی در مورد جان، آزادی و مالکیت، منطق کل نظام است.  قوانین باید به طور عادلانه برای همه شهروندان اعمال شود و به نفع منافع بخش خاصی نباشد، و باید تقسیم قوای مقننه، اجرایی و قضایی وجود داشته باشد.  قانونگذار می‌تواند با موافقت اکثریت، مالیات‌هایی را که برای تحقق اهداف دولت از جمله دفاع از آن لازم است، وضع کند.  اگر قوه مجریه نتواند شرایطی را فراهم کند که مردم بتوانند از حقوق طبیعی خود برخوردار شوند، مردم حق دارند در صورت لزوم او را به زور عزل کنند.  بنابراین، انقلاب، در افراط، مجاز است .همانطور که لاک آشکارا در سال ۱۶۸۸ فکر می کرد.

اهمیت دیدگاه لاک از جامعه سیاسی به سختی قابل اغراق است.  ادغام او از فردگرایی در چارچوب قانون طبیعت و شرح او از منشأ و حدود اقتدار مشروع دولت الهام بخش اعلامیه استقلال ایالات متحده (۱۷۷۶) و خطوط کلی نظام حکومتی تصویب شده در قانون اساسی ایالات متحده بود.  جورج واشنگتن، اولین رئیس جمهور ایالات متحده، زمانی لاک را به عنوان "بزرگترین مردی که تا به حال زندگی کرده" توصیف کرد.  در فرانسه نیز، اصول لاک در اعلامیه حقوق بشر و شهروند و سایر توجیهات انقلاب فرانسه در سال 1789 بیان روشنی یافت.

 

منبع:     Britanica.com

Thegreatthinker.org

0
تعداد نظرات
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد

آخرین اخبار

چهارشنبه 30 آذر 1401 0 دیدگاه