بیوگرافی و زندگی نامه توماس هابز فیلسوف و اندیشمند بریتانیایی

توماس هابز به خاطر دیدگاه‌هایش در مورد اینکه چگونه انسان‌ها می‌توانند در هماهنگی و در اجتماع رشد کنند و در عین حال از خطرات و ترس از درگیری‌های اجتماعی اجتناب کنند، مشهور بود.

بیوگرافی و زندگی نامه توماس هابز فیلسوف و اندیشمند بریتانیایی

توماس هابز فیلسوف و اندیشمند بریتانیایی Thomas Hobbes

 

تولد و مرگ:

 5 آوریل 1588  در وست پورت، در نزدیکی Malmesbury، Wiltshire، انگلستان به دنیا آمد

 مرگ در 4 دسامبر 1679 دربی شایر، انگلستان

 

توماس هابز که بود؟

توماس هابز به خاطر دیدگاه‌هایش در مورد اینکه چگونه انسان‌ها می‌توانند در هماهنگی و در اجتماع رشد کنند و در عین حال از خطرات و ترس از درگیری‌های اجتماعی اجتناب کنند، مشهور بود.  تجربه او در دوران تحولات انگلستان بر افکار او تأثیر گذاشت که در کتاب «عناصر قانون» (1640) به تصویر کشیده شد.  De Cive درباره شهروند (1642) و مشهورترین اثر او، Leviathan (1651).  هابز در سال 1679 درگذشت.

 

 سال های اول

توماس هابز در 5 آوریل 1588 در وستپورت، مجاور مالمزبری، انگلستان به دنیا آمد. پدرش نائب رسوایی یک محله بود، و در پی رسوایی شدید (ناشی از نزاع در مقابل کلیسای خود) او  ناپدید شد و سه فرزندش را به سرپرستی برادرش رها کرد.  عموی هابز، تاجر و بخشدار، هزینه تحصیل هابز را تامین می کرد.  هابز که قبلاً دانش‌آموز ممتاز زبان‌های کلاسیک بود، در سن 14 سالگی برای تحصیل به آکادمی Magdalen در آکسفورد رفت.  سپس در سال 1608 آکسفورد را ترک کرد و معلم خصوصی ویلیام کاوندیش، پسر ارشد لرد کاوندیش از هاردویک (که بعدها به عنوان اولین ارل دوونشایر شناخته شد) شد.  در سال 1610، هابز به همراه ویلیام به فرانسه، ایتالیا و آلمان سفر کرد و در آنجا با دیگر دانشمندان برجسته آن روز مانند فرانسیس بیکن و بن جانسون ملاقات کرد.

 

شاگرد هابز در سال 1628 درگذشت، و هابز در جستجوی شاگرد جدیدی باقی ماند (همیشه خود را برای کار به عنوان معلم  خانواده های مختلف ثروتمند و اشرافی معرفی می کرد)، هابز بعداً برای مارکز نیوکاسل آپون تاین، پسر عموی ویلیام کاوندیش، و  برادر مارکس، سر چارلز کاوندیش.  در سال 1631، در حالی که دوباره به کاوندیش جوان تدریس می کرد، فلسفه هابز شروع به شکل گیری کرد و رساله کوتاه او درباره اصول اولیه ظاهر شد.

دخالت سیاسی

هابز از طریق ارتباط با خانواده کاوندیش وارد محافلی شد که در آن فعالیت های پادشاه، اعضای پارلمان و دیگر مالکان ثروتمند مورد بحث قرار می گرفت و توانایی های فکری او او را به قدرت نزدیک کرد (اگرچه او هرگز به شخصیت قدرتمندی تبدیل نشد).  از طریق این کانال ها، او شروع به مشاهده نفوذ و ساختارهای قدرت و حکومت کرد.  همچنین، ویلیام کاوندیش جوان عضو پارلمان بود (1614 و 1621)، و هابز در بحث های مختلف پارلمانی شرکت می کرد.  در اواخر دهه 1630، هابز با سلطنت طلبان در مناقشات بین پادشاه و پارلمان پیوند خورد، زیرا دو جناح بر سر دامنه اختیارات پادشاهی، به ویژه در مورد جمع آوری پول برای ارتش، درگیری داشتند.

 

در سال 1640، هابز در دفاع از تفسیر گسترده شاه چارلز اول از حقوق خود در این موضوعات، مقاله ای نوشت و اعضای سلطنت طلب پارلمان از بخش هایی از رساله هابز در مناظره ها استفاده کردند.  این رساله منتشر شد و عناصر حقوق، طبیعی و سیاسی اولین اثر هابز در فلسفه سیاسی شد (اگرچه او هرگز قصد نداشت آن را به عنوان یک کتاب منتشر کند).  سپس درگیری در جنگ های داخلی انگلیس (1642-1651) به اوج رسید، که منجر به اعدام پادشاه و اعلام جمهوری شد و هابز برای حفظ امنیت شخصی خود کشور را ترک کرد و از سال 1640 تا 1651 در فرانسه زندگی کرد.

 

توسعه علایق علمی

هابز هرگز در رشته ریاضیات یا علوم در آکسفورد و همچنین قبلاً در ویلتشایر آموزش ندیده بود.  اما یکی از شاخه‌های خانواده کاوندیش، ولبک‌ها، از نظر علمی و ریاضی فکر می‌کردند، و علاقه فزاینده هابز به این حوزه‌ها عمدتاً از طریق معاشرت با برخی از اعضای خانواده و از طریق گفتگوهای مختلفی که انجام می‌داد و مطالعه‌هایی که انجام می‌داد برانگیخته شد.  قاره.  در سال 1629 یا 1630 گزارش شده است که هابز حجمی از اقلیدس را پیدا کرد و عاشق هندسه و روش اقلیدس برای نشان دادن قضایا شد.

 

 بعدها، او به اندازه کافی دانش مستقل به دست آورد تا تحقیقات در زمینه اپتیک را دنبال کند، زمینه ای که او به عنوان یک پیشگام در آن مدعی بود.  در واقع، هابز در بسیاری از زمینه ها شهرت پیدا می کرد: ریاضیات (به ویژه هندسه)، ترجمه (کلاسیک ها) و حقوق.  او همچنین به دلیل نوشته ها و اختلافاتش در مورد موضوعات مذهبی معروف شد (در واقع بدنام شد).  او به عنوان یکی از اعضای حلقه مرسن در پاریس، به عنوان یک نظریه پرداز در اخلاق و سیاست نیز مورد احترام بود.

 

 عشق او به ریاضیات و شیفتگی به ویژگی های ماده - اندازه ها، شکل ها، موقعیت ها و غیره - پایه و اساس سه گانه بزرگ عناصر فلسفه او را گذاشت: De Cive (1642؛ "درباره شهروند")، De Corpore (  1655؛ "Concerning Body") و De Homine (1658؛ "Concerning Man").  این سه گانه تلاش او برای مرتب کردن مؤلفه های علوم طبیعی، روانشناسی و سیاست در یک سلسله مراتب، از اساسی ترین تا خاص ترین آنها بود.  این آثار شامل یافته های هابز در مورد اپتیک و کار گالیله (در مورد حرکات اجسام زمینی) و کپلر (در نجوم) بود.  علم سیاست مورد بحث در De Cive بیشتر در Leviathan توسعه یافت، که قوی ترین نمونه از نوشته های او در مورد اخلاق و سیاست است، موضوعاتی که هابز بیشتر به خاطر آنها به یادگار مانده است.

توسعه فلسفه سیاسی او

 هابز در پاریس در سال 1640 مجموعه ای از نظرات را در مورد گفتمان دکارت و نگرش او برای مرسن فرستاد.  دکارت برخی از نظرات را دید و در پاسخ نامه ای برای مرسن فرستاد که هابز دوباره به آن پاسخ داد.  هابز با نظریه دکارت که ذهن یقین اولیه است، مخالف بود، در عوض از حرکت به عنوان مبنایی برای فلسفه خود در مورد طبیعت، ذهن و جامعه استفاده می کرد.  مرسن برای گسترش بحث، هابز را متقاعد کرد که نقدی بر مدیتیشن‌های اولیه فلسفه دکارت («مدیتیشن‌هایی درباره فلسفه اول») بنویسد و البته او این کار را انجام داد.  افکار هابز در میان مجموعه «ایرادات» ضمیمه شده به اثر، سومین فهرست بود.  "پاسخ" از دکارت سپس در سال 1641 ظاهر شد. در این مبادلات و جاهای دیگر، هابز و دکارت یکدیگر را با آمیزه ای منحصر به فرد از احترام و بی اعتنایی می نگریستند، و در یک ملاقات شخصی در سال 1648، با یکدیگر خوب نبودند.  با این حال، این رابطه به هابز کمک کرد تا نظریه های خود را بیشتر توسعه دهد.

 

 در سال 1642، هابز De Cive، اولین کتاب منتشر شده خود را در زمینه فلسفه سیاسی منتشر کرد.  این کتاب بیشتر بر مسائل سیاسی متمرکز است (شامل بخش هایی با عنوان "آزادی"، "امپراتوری" و "دین") و همانطور که قبلا ذکر شد، به عنوان بخشی از یک اثر بزرگتر (عناصر فلسفه) در نظر گرفته شد.  اگرچه قرار بود این سومین کتاب در کتاب عناصر باشد، هابز آن را برای اولین بار نوشت تا به ناآرامی‌های مدنی مرتبطی که در آن زمان در انگلستان غوغا می‌کرد، بپردازد.  بخش‌هایی از کار، لویاتان شناخته‌شده‌تر را پیش‌بینی می‌کند که نه سال بعد از آن ساخته می‌شود.

 

 لویاتان

هابز در حالی که هنوز در پاریس بود، شروع به کار بر روی آنچه که به عنوان اثر بزرگ او و یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌هایی که تا کنون نوشته شده بود، کرد: لویاتان، یا موضوع، شکل و قدرت یک ثروت مشترک کلیسایی و مدنی (که معمولاً به آن لویاتان گفته می‌شود).  لویاتان به عنوان یک رساله ضروری غربی در مورد دولت داری در رتبه بالایی قرار دارد، همتراز با شاهزاده و گفتارهای ماکیاولی.

 

هابز در کتاب لویاتان که در طول جنگ‌های داخلی انگلیس (1642-1651) نوشته شد، ضرورت و تکامل طبیعی قرارداد اجتماعی را مطرح می‌کند، ساختاری اجتماعی که در آن افراد متقابلاً در جوامع سیاسی متحد می‌شوند و موافقت می‌کنند که قوانین مشترک را رعایت کنند و وظایف ناشی از آن را بپذیرند.  برای محافظت از خود و یکدیگر از هر چیزی که ممکن است در غیر این صورت رخ دهد.  او همچنین از حکومت توسط یک حاکم مطلق حمایت می‌کند و می‌گوید که هرج و مرج  و سایر موقعیت‌هایی که با یک "وضعیت طبیعی" شناخته می‌شوند (دولتی قبل از حکومت که در آن اعمال افراد فقط به خواسته‌ها و محدودیت‌های آن افراد محدود می‌شود) - می‌تواند  تنها توسط یک دولت مرکزی قوی، دولتی با قدرت لویاتان کتاب مقدس (یک هیولای دریایی)، که مردم را از خودخواهی خود محافظت می کند، جلوگیری می کند.  او همچنین درباره «جنگ همه علیه همه» (Bellum omnium contra omnes) هشدار داد، شعاری که شهرت بیشتری پیدا کرد و نمایانگر دیدگاه هابز از انسانیت بدون دولت بود.

 

 همانطور که هابز افکار خود را در مورد بنیان دولت ها و حکومت مشروع بیان می کند، این کار را روشمند انجام می دهد: دولت توسط انسان ها ایجاد می شود، بنابراین او ابتدا طبیعت انسان را توصیف می کند.  او می‌گوید که در هر یک از ما می‌توان نمایشی از انسانیت کلی یافت و همه اعمال در نهایت خودخواهانه هستند .که در یک وضعیت طبیعی، انسان‌ها کاملاً خودخواهانه رفتار می‌کنند.  او نتیجه می گیرد که وضعیت طبیعی بشریت حالت جنگ دائمی، ترس و بی اخلاقی است و تنها حکومت می تواند یک جامعه را در کنار هم منسجم نگه دارد.

 سال های بعد و مرگ

 پس از بازگشت به انگلستان در سال 1651، هابز به نوشتن ادامه داد.  De Corpore در سال 1655 منتشر شد و De Homine در سال 1658 منتشر شد و سه گانه عناصر فلسفه را تکمیل کرد.  هابز در سال‌های پایانی زندگی خود توجه خود را به یکی از محبوب‌ترین آثار دوران کودکی--کلاسیک- معطوف کرد و ترجمه‌هایی از ادیسه و ایلیاد هومر را منتشر کرد.

 

ایده های هابز بسیار تأثیرگذار، بلوک های سازنده تقریباً تمام اندیشه های سیاسی غرب را تشکیل می دهند، از جمله حقوق فرد، اهمیت حکومت جمهوری، و این ایده که اعمال در صورتی مجاز هستند که صراحتاً ممنوع نشده باشند.  اهمیت تاریخی فلسفه سیاسی او را نمی توان انکار  کرد، زیرا در ادامه بر افرادی مانند جان لاک، ژان ژاک روسو و امانوئل کانت تأثیر گذاشت.

 هابز در 4 دسامبر 1679 درگذشت.

 

 

منبع: وب سایت  www.biography.com

0
تعداد نظرات
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد

آخرین اخبار